حسين علوى مهر
322
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
آن را آورده است . پس اگر بر اين باور باشيم كه قرآن قابل حمل بر هر چيزى و بيان كنندهء ضوابط علوم مختلف ؛ مانند طب ، هيئت ، هندسه و . . . مىباشد ، نسبت به اعتقاد خود بايد شك كنيم ، چرا كه قوانين و فرضيات علمى دائما در حال تغيير و تحول هستند و با كتابى كه هميشگى است ، سازش ندارد . « 1 » نقد و بررسى 1 . اشاره كردن قرآن به برخى از مطالب علمى ، با هدف اصلى قرآن كه تربيت و هدايت انسانها به سوى كمال و سعادت ابدى است ، منافاتى ندارد ، بلكه نشان دهندهء عظمت و آگاهى بىنظير گويندهء آن مىباشد . 2 . مثال بودن برخى از آيات ، با اشاره داشتن آن به برخى مطالب علمى نيز منافاتى ندارد . ممكن است مطالب علمى در قالب مثال آورده شود ، اگر چه بسيارى از آنها ؛ مانند بيان مراحل جنين ، منطبق با واقعيت است و هيچ نشانهاى از مثل بودن آن نيست . 3 . اگر مفسر بدون شرايط به تفسير علمى بپردازد و در اين مسير افراط كند ، ممكن است منجر به « تفسير به رأى » شود ، ولى با وجود شرايط و ايمان دينى و دقت در متن آيات به برخى از مطالب علمى به طور احتمال اشارت نمودن ، تفسير به رأى و تحميل عقيده نخواهد بود . 4 . از ميان صحابه ، از عبد اللّه بن مسعود ، و نيز از ائمهء معصومين عليهم السّلام نقل شد كه قرآن مشتمل بر « علوم اولين و آخرين » يا « علم ما كان و ما يكون » مىباشد ، اما مهم اين است كه منظور از اين تعبير ، آيا علوم تجربى و فلسفى است يا علوم مربوط به دين و شريعت ؟ و بر فرض كه علوم تجربى و فلسفى مراد باشد . آيا همه آن را مىدانند يا فهم آن مربوط به افراد خاصى ؛ مانند امامان معصوم عليهم السّلام است . و در نقد و بررسى روايات گذشت ، كه ، اولا : منظور علوم اصطلاحى نيست و ثانيا : اگر سند آنها صحيح باشد دانش آن ، مخصوص ائمهء اطهار عليهم السّلام است .
--> ( 1 ) ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 2 / 360 .